ترجمه "Jugend" به فارسی

جوان, جوانی, جوان روستایی بهترین ترجمه های "Jugend" به فارسی هستند.

Jugend noun feminine دستور زبان

Die Zustand jung zu sein.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوان

    adjective

    Dann wird dir deine Jugend genommen und du stirbst.

    جواني تو از بين ميره و خواهي مُرد.

  • جوانی

    noun

    Bezeichnung für Menschen zwischen dem 13. und dem 25. Lebensjahr

    Das Alter ist besonders für diejenigen schmerzlich, die versäumt haben, in der Jugend ‘ihres Schöpfers zu gedenken’.

    سالخوردگی بویژه برای آنانیکه در سنین جوانی ‹آفرینندهٔ خود را بیاد نیاوردهاند› اسفبار است.

  • جوان روستایی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Jugend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

jugend
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوان

    adjective noun proper

    Dann wird dir deine Jugend genommen und du stirbst.

    جواني تو از بين ميره و خواهي مُرد.

عباراتی شبیه به "Jugend" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Jugend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه