ترجمه "Kampagne" به فارسی

جنگ صليبى, سلسله عملیات, کارزار بهترین ترجمه های "Kampagne" به فارسی هستند.

Kampagne noun Noun feminine دستور زبان

Eine Reihe von Arbeitsgängen durchführen um ein gesetztes Ziel zu erreichen. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگ صليبى

    Das Einsetzen für eine moralische oder soziale Sache.

  • سلسله عملیات

  • کارزار

    noun

    Aber ich wusste, dass seine Kampagne von der Mafia gekauft und bezahlt wurde.

    اما میدونستم که پشتوانه ی مالی کارزار انتخاباتیش عموم مردم بودن

  • کمپین

    Wenn sie müsste, könnte sie sich ihre ganze Kampagne selber finanzieren.

    می تونه خودش هزینه کل کمپین ـش رو تامین کنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kampagne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kampagne
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارزار

    noun

    Aber ich wusste, dass seine Kampagne von der Mafia gekauft und bezahlt wurde.

    اما میدونستم که پشتوانه ی مالی کارزار انتخاباتیش عموم مردم بودن

عباراتی شبیه به "Kampagne" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kampagne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه