ترجمه "Karton" به فارسی
کارتن, مقوا, مقواي جعبه بهترین ترجمه های "Karton" به فارسی هستند.
um Fotos etc. aufzuziehen
-
کارتن
nounAber wenn Daddy dieses Wochenende nicht arbeitet, müssen wir in einem Karton wohnen.
اما اگه باباتون اين آخر هفته رو کار نکنه مجبوريم بريم تو يه کارتن زندگي کنيم.
-
مقوا
nounIch schalte den Computer ein, und diese Assistenten legen eine riesige Diskette, die aus Karton gemacht ist, in den Computer ein.
من کامپیوتر را روشن کردم، و این دستیارها یک دیسک فلاپی خیلی بزرگ که از مقوا ساخته شده را درون کامپیوتر قرار میدهند.
-
مقواي جعبه
-
ترجمه های کمتر
- ورق کارتن
- کارتون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Karton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"karton" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای karton در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.