ترجمه "Kater" به فارسی

گربه, خماری, پیشی بهترین ترجمه های "Kater" به فارسی هستند.

Kater noun masculine دستور زبان

schwerer Kopf (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گربه

    noun

    Es war einmal ein Kater, der im Buch gefangen war.

    روزی روزگاری یه گربه توی یه کتاب گیر افتاده بود

  • خماری

    Ist lange her, dass ich zwei Tage lang einen Kater hatte.

    خیلی وقت بود دو روز خماری نکشیده بودم

  • پیشی

    noun

    Du bist nur ein trauriger Kater mit süßem Akzent und protzigen Stiefeln.

    تو چیزی نیستی به جز یه پیشی کوچولو با یه لهجه ی دوست داشتنی و چکمه های کهنه !

  • گرب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kater " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Kater"

اضافه کردن

ترجمه های "Kater" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه