ترجمه "Kaution" به فارسی
وثیقه, وثیقه بهترین ترجمه های "Kaution" به فارسی هستند.
Kaution
noun
feminine
دستور زبان
Versatzstück (österr.)
-
وثیقه
Sicherheitsleistung
Er wurde zwei Tage lang festgehalten und dann auf Kaution freigelassen.
فاید پس از دو روز زندان به قید وثیقه آزاد شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kaution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kaution
-
وثیقه
Er wurde zwei Tage lang festgehalten und dann auf Kaution freigelassen.
فاید پس از دو روز زندان به قید وثیقه آزاد شد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن