ترجمه "Kellner" به فارسی
پیشخدمت, گارسون بهترین ترجمه های "Kellner" به فارسی هستند.
Kellner
noun
masculine
دستور زبان
Servierkraft (österr.) [..]
-
پیشخدمت
Berufsbezeichnung
Mein Plan war es, meine Malerei durch Kellnern zu finanzieren.
نقشه بزرگ من این بود که یک پیشخدمت باشم تا بتوانم از نقاشی خودم حمایت کنم.
-
گارسون
Der Kellner durchgeführt die Stäbchen in seiner Hose.
گارسون نون رو تو شلوارش حمل مي کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kellner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Kellner"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن