ترجمه "Kino" به فارسی
سینما ترجمه "Kino" به فارسی است.
Kino
noun
Noun
neuter
دستور زبان
große Leinwand (umgangssprachlich) [..]
-
سینما
nounAufführungsbetrieb für alle Arten von Filmen [..]
Sie sagte ihm einmal und für immer, dass sie nicht mit ihm ins Kino gehen würde.
آن زن یک بار برای همیشه به او گفت که با او به سینما نخواهد رفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Kino"
عباراتی شبیه به "Kino" با ترجمه به فارسی
-
مجموعه سینمایی
-
سینمای ایران
-
کینوهای صمغدار
-
دامارها · رزینها · صمغ سندروس · مصطکی · کوپالها · کینوها · کینوهای صمغدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن