ترجمه "Kisch" به فارسی

کیش ترجمه "Kisch" به فارسی است.

Kisch
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیش

    noun proper

    Kisch (Stadt)

    18 Und es begab sich: Kisch verschied auch, und Lib regierte an seiner Statt.

    ۱۸ و چنین گذشت که کیش نیز درگذشت، و لیب بجای او فرمانروایی کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kisch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Kisch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه