ترجمه "Klage" به فارسی
دعوی قضایی, عمل بهترین ترجمه های "Klage" به فارسی هستند.
Klage
noun
feminine
دستور زبان
Lamento (umgangssprachlich) [..]
-
دعوی قضایی
Verfahrenseinleitung durch den Kläger gegen den Beklagten
-
عمل
nounVorgehen, welches dazu führen soll, dass ein Richter eine Entscheidung fällt.
Doch die Gruppierung gab nicht auf und reichte eine weitere Klage ein. Erneut warf sie den Brüdern vor, Straftaten zu begehen.
با این حال، همان گروه شکایت دیگری پر کرد که برادران را به اعمال کیفری متهم میساخت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Klage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
klage
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"klage" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای klage در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن