ترجمه "Klamotten" به فارسی

لباس, پوشاک بهترین ترجمه های "Klamotten" به فارسی هستند.

Klamotten noun دستور زبان

Zeug (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لباس

    noun

    Wechsel zumindest deine Klamotten, bevor du da wieder raus gehst.

    حداقل قبل از اينکه از اينجا خارج بشي ، اون لباس هات رو عوض کن.

  • پوشاک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Klamotten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Klamotten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه