ترجمه "Kleinkind" به فارسی

بچه, کودک, نوپا بهترین ترجمه های "Kleinkind" به فارسی هستند.

Kleinkind noun neuter دستور زبان

neuer Erdenbürger (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun

    Rede bitte nicht mit mir wie mit einem Kleinkind.

    عزيزم ، خواهش ميکنم ديگه مثل يه بچه باهام حرف نزن.

  • کودک

    noun

    Drei Kleinkinder mit identischen Spielzeugen, aber sehr unterschiedlichen Reaktionen auf Misserfolg.

    خُب سه کودک نوپا با اسباب بازی پلاستیکی همسان، اما سه واکنش مختلف ازیک شکست.

  • نوپا

    Er war noch ein Kleinkind und nicht sehr gut darin und er fiel ständig hin.

    او نوپا بود و خیلی خوب راه نمی رفت، و مرتبا" زمین می خورد

  • کودک نوپا

    Kind nach Vollendung des ersten Lebensjahres

    Drei Kleinkinder mit identischen Spielzeugen, aber sehr unterschiedlichen Reaktionen auf Misserfolg.

    خُب سه کودک نوپا با اسباب بازی پلاستیکی همسان، اما سه واکنش مختلف ازیک شکست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kleinkind " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kleinkind
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کودک نوپا

    Drei Kleinkinder mit identischen Spielzeugen, aber sehr unterschiedlichen Reaktionen auf Misserfolg.

    خُب سه کودک نوپا با اسباب بازی پلاستیکی همسان، اما سه واکنش مختلف ازیک شکست.

اضافه کردن

ترجمه های "Kleinkind" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه