ترجمه "Klima" به فارسی

اقلیم, آب و هوا, اثرات اقليمي بهترین ترجمه های "Klima" به فارسی هستند.

Klima noun neuter دستور زبان

Atmo (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقلیم

    noun

    Gesamtheit aller meteorologischen Vorgänge, verantwortilich für den durchschnittlichen Zustand der Erdatmosphäre an einem Ort

    Dass es nicht ausreicht, um das Klima zu stabilisieren.

    اینها برای ثبات بخشیدن به اقلیم کافی نیست.

  • آب و هوا

    noun

    Das stimmt schon, aber das Klima ist heutzutage anders.

    همينطوره ، ولي آب و هوا اين روزا متفاوته

  • اثرات اقليمي

  • ترجمه های کمتر

    • اقليم طبيعي
    • بزرگاقليم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Klima " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

klima
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقلیم

    noun

    Dass es nicht ausreicht, um das Klima zu stabilisieren.

    اینها برای ثبات بخشیدن به اقلیم کافی نیست.

عباراتی شبیه به "Klima" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Klima" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه