ترجمه "Knochen" به فارسی
استخوان, استخوانها, استخون بهترین ترجمه های "Knochen" به فارسی هستند.
Teil eines aus Knochengewebe bestehenden Endoskeletts. [..]
-
استخوان
nounhartes, skelettbildendes Stützgewebe der Wirbeltiere [..]
Wir gruben und gruben, doch da war kein anderer Knochen.
ما کندیم و کندیم و کندیم٬ اما هیچ استخوان دیگری آن اطراف نبود.
-
استخوانها
Wir gruben und gruben, doch da war kein anderer Knochen.
ما کندیم و کندیم و کندیم٬ اما هیچ استخوان دیگری آن اطراف نبود.
-
استخون
Könntest du das noch tun, wenn ich dir alle Knochen breche?
اگر تمام استخون هاي دستت رو بشکنم ، بازم اينکارو مي کني ؟
-
ترجمه های کمتر
- ستخوان
- ostechvān
- اسكلت
- مفصل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Knochen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
استخوانها
Wir gruben und gruben, doch da war kein anderer Knochen.
ما کندیم و کندیم و کندیم٬ اما هیچ استخوان دیگری آن اطراف نبود.
تصاویر با "Knochen"
عباراتی شبیه به "Knochen" با ترجمه به فارسی
-
اسکلت
-
استخوانهاي بند انگشت