ترجمه "Koma" به فارسی

کما, احتباس مايعات بدن, اختلالات عصبي-هورموني بهترین ترجمه های "Koma" به فارسی هستند.

Koma noun neuter دستور زبان

(tiefe) Bewusstlosigkeit

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کما

    über längere Zeit bestehende völlige Bewusstlosigkeit

    Sie fiel in ein Koma und kam nie zurück.

    اون به کما رفت و هيچوقت بهوش نيومد

  • احتباس مايعات بدن

  • اختلالات عصبي-هورموني

  • ترجمه های کمتر

    • اغما
    • تشنجها
    • دشتنظیمی
    • رعشه
    • سنكوپ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Koma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

koma
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغما

    Die Mutter war in ein Koma gefallen.

    مادر خانواده در حال اغما به سر میبرد.

  • کما

    Sie fiel in ein Koma und kam nie zurück.

    اون به کما رفت و هيچوقت بهوش نيومد

اضافه کردن

ترجمه های "Koma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه