ترجمه "Kondition" به فارسی

شرط, حال, وضعیت بهترین ترجمه های "Kondition" به فارسی هستند.

Kondition noun Noun feminine دستور زبان

langer Atem (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرط

    noun

    Ich hörte von Dr. Camerons Kondition, damit sie hier wieder arbeitet.

    " در مورد شرط دکتر " کامرون براي برگشتنش سَرِکار شنيدم

  • حال

    noun
  • وضعیت

    noun

    Gemeinschaft von Baeumen oder Bambus von ausreichender Einheitlichkeit bezueglich Zusammensetzung, Alter oder Kondition, um von angrenzenden Gemeinschaften unterscheidbar zu sein

    مجموعه درختان یا خیزران‌های دارای یکپارچگی کافی از لحاظ ترکیب، ساخت، سن و یا وضعیت متمایزکننده آنها نسبت به مجموعه‌های همجوار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kondition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Kondition" با ترجمه به فارسی

  • جنبههاي اقتصادي · درگيريهاي اقتصادي · شرايط اقتصادي · موقعیت اقتصادی · پيامدهاي اقتصادي
  • شرايط اقتصادي
اضافه کردن

ترجمه های "Kondition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه