ترجمه "Konflikt" به فارسی

تداخل, تضاد, درگیری بهترین ترجمه های "Konflikt" به فارسی هستند.

Konflikt noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تداخل

    Bei jedem Konflikt zwischen Arbeit und Familie hat die Arbeit gewonnen.

    هر وقت کار و زندگيت با هم تداخل پيدا کرد ، کار برنده شد

  • تضاد

    Daraus ergibt sich die These, dass die Wahrheit nur durch den Konflikt verschiedener Ansichten ans Licht kommt.

    و فرضیهی آن این است که حقیقت تنها هنگامی ظاهر میشود که بین دو دیدگاه متفاوت تضاد باشد.

  • درگیری

    soziale Situation mit unvereinbaren Interessen, Zielsetzungen oder Wertvorstellungen von Akteuren

    Also schauten wir uns ein paar andere Konflikte an.

    بنابراین چند مورد درگیری دیگر را نیز بررسی کردیم.

  • ناسازگاری

    noun

    Was zeigt, dass wir gegen zwischenmenschliche Konflikte nicht immun sind?

    چه امری نشان میدهد که میان مسیحیان واقعی نیز ناسازگاری و اختلاف به وجود میآید؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Konflikt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Konflikt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Konflikt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه