ترجمه "Konservierung" به فارسی
محافظت, حفاظت, ذخيرهسازي محصولات زراعی بهترین ترجمه های "Konservierung" به فارسی هستند.
Konservierung
noun
Noun
feminine
دستور زبان
-
محافظت
nounEs ist nicht nur die Konservierung toter Formen mit Formaldehyd.
این فقط یک محافظت از فرم های مرده در محلول فرمالدئید نیست.
-
حفاظت
nounKonservierung von Geweben, Organen oder Organismen in der Weise, dass biologische Prozesse aufrecht bleiben oder reaktiviert werden koennen
حفاظت از بافتها، اندامها یا موجودات زنده در شرایطی که فرایندهای زیستی حفظ شده یا بتوانند دوباره فعال شوند
-
ذخيرهسازي محصولات زراعی
-
ذخیرهسازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Konservierung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
konservierung
-
محافظت
Es ist nicht nur die Konservierung toter Formen mit Formaldehyd.
این فقط یک محافظت از فرم های مرده در محلول فرمالدئید نیست.
عباراتی شبیه به "Konservierung" با ترجمه به فارسی
-
حفاظت زیستشناختی · حفاظت زیستی
-
حفاظت (ذخيرهسازي)
-
حفاظت زیستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن