ترجمه "Kontamination" به فارسی
آلودگی, آلایش, آلایش هستهای بهترین ترجمه های "Kontamination" به فارسی هستند.
Kontamination
noun
feminine
دستور زبان
Kontaminierung (fachsprachlich) [..]
-
آلودگی
nounFür sie war die Kontamination der Umwelt nicht die schlimmste Form der Zerstörung.
برای آنها، آلودگی محیطی شاید بدترین نوع نابودی نباشد.
-
آلایش
-
آلایش هستهای
-
دگرگوني
Der Vorgang des Kontaminierens.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kontamination " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kontamination
-
آلودگی
nounFür sie war die Kontamination der Umwelt nicht die schlimmste Form der Zerstörung.
برای آنها، آلودگی محیطی شاید بدترین نوع نابودی نباشد.
عباراتی شبیه به "Kontamination" با ترجمه به فارسی
-
آلودگي راديواكتيو · آلودگی پرتوزا
-
آلودگي ميكروبشناختي
-
آلودگي فيزيكي · اجسام خارجی · مواد خارجي
-
آلودگی زیستی
-
آلودگی شیمیایی
-
آلودگي باكتريايي · آلودگي قارچي · آلودگي كپكي · آلودگي ميكروبشناختي · آلودگي ميكروبي · آلودگی زیستی · زیستلایهها
-
آلودگي باكتريايي · آلودگي قارچي · آلودگي كپكي · آلودگي ميكروبشناختي · آلودگي ميكروبي · آلودگی زیستی · زیستلایهها
-
آلودگی پرتوزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن