ترجمه "Kontamination" به فارسی

آلودگی, آلایش, آلایش هستهای بهترین ترجمه های "Kontamination" به فارسی هستند.

Kontamination noun feminine دستور زبان

Kontaminierung (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلودگی

    noun

    Für sie war die Kontamination der Umwelt nicht die schlimmste Form der Zerstörung.

    برای آنها، آلودگی محیطی شاید بدترین نوع نابودی نباشد.

  • آلایش

  • آلایش هستهای

  • دگرگوني

    Der Vorgang des Kontaminierens.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kontamination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kontamination
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلودگی

    noun

    Für sie war die Kontamination der Umwelt nicht die schlimmste Form der Zerstörung.

    برای آنها، آلودگی محیطی شاید بدترین نوع نابودی نباشد.

عباراتی شبیه به "Kontamination" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kontamination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه