ترجمه "Kontrolle" به فارسی
کنترل, نظارت بهترین ترجمه های "Kontrolle" به فارسی هستند.
Kontrolle
noun
feminine
دستور زبان
Sichtung (fachsprachlich)
-
کنترل
Überwachung oder Überprüfung einer Sache, Angelegenheit oder Person
Was geschah, war außerhalb meiner Kontrolle.
آنچه رخ داد از کنترل من خارج بود.
-
نظارت
nounEr hat gesagt Carol Lockwood hat die völlige Kontrolle über die Musikauswahl.
اون گفت " کارول لاک وود " روي انتخاب آهنگ ها نظارت داره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kontrolle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Kontrolle"
عباراتی شبیه به "Kontrolle" با ترجمه به فارسی
-
کنترل ژنتیکی
-
كنترل درونريز
-
تنظيم هورموني · كنترل درونريز · كنترل عصبي-هورموني · کنترل هورمونی
-
نظارت اجتماعی
-
كنترل مكانيكي
-
کنترل ژنتیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن