ترجمه "Kontrolle" به فارسی

کنترل, نظارت بهترین ترجمه های "Kontrolle" به فارسی هستند.

Kontrolle noun feminine دستور زبان

Sichtung (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنترل

    Überwachung oder Überprüfung einer Sache, Angelegenheit oder Person

    Was geschah, war außerhalb meiner Kontrolle.

    آنچه رخ داد از کنترل من خارج بود.

  • نظارت

    noun

    Er hat gesagt Carol Lockwood hat die völlige Kontrolle über die Musikauswahl.

    اون گفت " کارول لاک وود " روي انتخاب آهنگ ها نظارت داره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kontrolle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Kontrolle"

عباراتی شبیه به "Kontrolle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kontrolle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه