ترجمه "Korsett" به فارسی

شکمبند, کرست, کرست بهترین ترجمه های "Korsett" به فارسی هستند.

Korsett noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکمبند

    noun
  • کرست

    noun

    Nicht jeder Mann wäre mutig genug, ein Korsett zu tragen.

    هر مردي اون قدر شجاع نيست که يک کرست بپوشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Korsett " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

korsett
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کرست

    noun

    Nicht jeder Mann wäre mutig genug, ein Korsett zu tragen.

    هر مردي اون قدر شجاع نيست که يک کرست بپوشه.

اضافه کردن

ترجمه های "Korsett" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه