ترجمه "Kosten" به فارسی
هزینهها, شبهقيمتهاي, هزينههاي بالاسری بهترین ترجمه های "Kosten" به فارسی هستند.
Kosten
noun
Noun
دستور زبان
-
هزینهها
Ein langer Schultag lässt die Kosten weiter steigen.
و همیچنین کره برای ساعات طولانی در مدرسه سرمایه گذاری نیز میکند که هزینهها را هم افزایش میدهد.
-
شبهقيمتهاي
-
هزينههاي بالاسری
-
ترجمه های کمتر
- هزينههاي واقعی
- هزینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kosten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kosten
verb
دستور زبان
machen (umgangssprachlich)
-
هزینه
nounLehrer bekommen weniger bezahlt, als was es sie kostet, hier zu sein.
به معلمها کمتر از آنچه که برایشان در اینجا بودن هزینه بر میدارد، حقوق پرداخت میشود.
-
هزینهها
Was können wir machen? Was wird es kosten?
ما چه میتوانیم بکنیم ؟ هزینهها چه میزان خواهد بود.
-
چشیدن
verbdas Leben im menschlichen Grenzbereich zu kosten.
در مورد چشیدن طعم زندگی از چشمه ی انسانی ترین حالت ممکن وجود داره.
تصاویر با "Kosten"
عباراتی شبیه به "Kosten" با ترجمه به فارسی
-
هزینههای برآوردی
-
تحلیل هزینه-سود
-
حسابداری مدیریت
-
هزینههای برآوردی
-
هزينه آمايش
-
هزینههای متغیر
-
هزینههای متغیر
-
تحلیل هزینه-سود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن