ترجمه "Kreuzzeichen" به فارسی

خاج, صلیب بهترین ترجمه های "Kreuzzeichen" به فارسی هستند.

Kreuzzeichen noun neuter دستور زبان

“#”

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاج

    noun
  • صلیب

    noun

    Sie wurde stundenlang furchtbar gefoltert, weil man sie zwingen wollte, das katholische Kreuzzeichen zu machen.

    او را ساعتها به طرز وحشیانهای شکنجه کردند تا صلیب کاتولیک بکشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kreuzzeichen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Kreuzzeichen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه