ترجمه "Kuckuck" به فارسی
فاختهها, فاخته, کوکو بهترین ترجمه های "Kuckuck" به فارسی هستند.
Kuckuck
noun
masculine
دستور زبان
Kuckuck (Art) [..]
-
فاختهها
-
فاخته
nounDer Kuckuck ist zu schlau, seine Jungen selbst aufzuziehen.
پرنده ي فاخته زيرک تر از اونه که خودش جوجه هاش رو بزرگ کنه.
-
کوکو
noun -
کوکوها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kuckuck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kuckuck
interjection
-
فاختهها
تصاویر با "Kuckuck"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن