ترجمه "Kugel" به فارسی

کره, گلوله, توپ بهترین ترجمه های "Kugel" به فارسی هستند.

Kugel noun Noun feminine دستور زبان

fettes Schwein (derb) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کره

    noun

    Menge aller äquidistanten Punkte um einen zentralen Punkt im dreidimensionalen Raum

    und all diese Drehungen lassen die Kugel wie sie ist.

    در هر حالت چیزی که می بینید یک کره است.

  • گلوله

    noun

    Die Polizei wird euch dazu bringen, die Kugeln zu finden.

    پلیس تو را مجبور خواهد کرد تا گلوله ها را پیدا کنی.

  • توپ

    noun adjective

    Wir haben nicht fallenge Diese Kugel für eine Stunde.

    واو ، حواست هست نزديك يه ساعته اين توپ رو پرت مي كنيم ولي ننداختيمش ؟

  • ترجمه های کمتر

    • گوي
    • گوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kugel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kugel verb
+ اضافه کردن

"kugel" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای kugel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Kugel"

اضافه کردن

ترجمه های "Kugel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه