ترجمه "Kuli" به فارسی

خودکار ترجمه "Kuli" به فارسی است.

Kuli noun Noun masculine دستور زبان

Gepäckträger (z.B. am Bahnhof) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودکار

    adjective noun

    Das Dumme an diesen Kulis ist, dass sie sehr feine Spitzen haben, und wenn ich zu fest draufdrücke...

    يه چيزي که در موردِ اين خودکار ها وجود داره ، يه دکمه فشاريه کوچولويي تَهش داره ،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kuli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Kuli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه