ترجمه "Kultur" به فارسی
فرهنگ, farháng, تمدن بهترین ترجمه های "Kultur" به فارسی هستند.
Kultur
noun
feminine
دستور زبان
Kulturkreis (fachsprachlich) [..]
-
فرهنگ
nounvom Mensch hervorgebrachte Gestaltung
Dann versuchte ich, sie und ihre Kultur noch besser kennenzulernen.
اگر چنین میشد تلاش میکردم به آنان نزدیکتر شوم و فرهنگ آنان را بهتر درک کنم.
-
farháng
-
تمدن
noundass wir als Kultur im Moment nicht genug empfinden.
که اکنون ما بهاندازه کافی احساس نمیکنیم که یک تمدن هستیم.
-
ترجمه های کمتر
- کولتور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kultur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Kultur" با ترجمه به فارسی
-
کشت در آزمایشگاه
-
كشت خالص
-
كشت تعليقي
-
كشت ميكروبي
-
انكوباسيون ميكروارگانيسمها · كشت ميكروارگانيسمها · كشت ميكروبي · کشت سلول · کشت یاخته
-
کشت در آزمایشگاه
-
جنبش فرهنگ آزاد
-
کشت بدون خاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن