ترجمه "Kumpel" به فارسی
دوست, رفیق, یار بهترین ترجمه های "Kumpel" به فارسی هستند.
Kumpel
noun
masculine
دستور زبان
Kumpel (umgangssprachlich) [..]
-
دوست
nounDie von denen dein Kumpel mir sagte, dass sie nicht existieren.
هموني که دوستِ تو بهم گفت وجود نداره
-
رفیق
nounIch würde es nicht anders haben wollen, Kumpel.
خب ، من هم از این قضیه مستثنی نیستم رفیق
-
یار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kumpel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Kumpel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن