ترجمه "Kurier" به فارسی

برید, پیغام رسان, پیک بهترین ترجمه های "Kurier" به فارسی هستند.

Kurier noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برید

  • پیغام رسان

  • پیک

    noun

    Ich schicke einen Kurier, der diese Verträge abholen soll.

    یک پیک می فرستم که وقتی کارت تموم شد قراردادها رو ببره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kurier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Kurier"

عباراتی شبیه به "Kurier" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kurier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه