ترجمه "Kurve" به فارسی

خم, منحنی, پیچ بهترین ترجمه های "Kurve" به فارسی هستند.

Kurve noun Noun feminine دستور زبان

Schleife (eines Flusses)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خم

    adjective noun

    in der Mathematik ein eindimensionales Objekt

    Zu Beginn starte alle im Hockeyschläger-Stil, die Kurven biegen sich durch, und sie alle sterben wie sie und ich.

    همه خم شدهاند، و همه آنها مثل من و شما می میرند.

  • منحنی

    Die obere Kurve ist sehr schwer zu erreichen.

    و خیلی سخته تا به اون منحنی جدید برسیم.

  • پیچ

    noun

    Die Straßen sind eng, überhol nur in den Kurven.

    راه ها باریکه ، فقط سر پیچ ها سبقت بگیر!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kurve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kurve
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خم

    noun

    Zu Beginn starte alle im Hockeyschläger-Stil, die Kurven biegen sich durch, und sie alle sterben wie sie und ich.

    همه خم شدهاند، و همه آنها مثل من و شما می میرند.

تصاویر با "Kurve"

عباراتی شبیه به "Kurve" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kurve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه