ترجمه "Löten" به فارسی
لحیمکاری, لحیم کردن, لحیمکاری بهترین ترجمه های "Löten" به فارسی هستند.
Löten
noun
neuter
دستور زبان
-
لحیمکاری
thermisches Verfahren zum stoffschlüssigen Fügen von Werkstoffen
Hier werde ich jetzt eher schlecht als recht Silber löten.
اینجا هم میخواهم یک لحیمکاری افتضاح نقره انجام بدهم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Löten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
löten
verb
دستور زبان
(durch Lötmetall) verschmelzen
-
لحیم کردن
verb -
لحیمکاری
Hier werde ich jetzt eher schlecht als recht Silber löten.
اینجا هم میخواهم یک لحیمکاری افتضاح نقره انجام بدهم.
تصاویر با "Löten"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن