ترجمه "Löwe" به فارسی

شیر, شير, شیرها بهترین ترجمه های "Löwe" به فارسی هستند.

Löwe noun masculine دستور زبان

König der Tiere (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    شیر (گربهسان) [..]

    Was der Löwe darf, das darf der Esel noch lange nicht.

    چیزی را که شیر حق دارد، الاغ ندارد.

  • شير

    Großkatze (Panthera leo) die in Afrika, Asien und vormals in einem großen Teil Europas heimisch ist bzw. war.

    Leider stellte es sich heraus, dass der Löwe trächtig war.

    متاسفانه معلوم شد که شير باردار بوده است.

  • شیرها

    Löwen fürchten sich vor Licht, das sich bewegt.

    و فهمیدم که شیرها از نور متحرک می ترسند.

  • ترجمه های کمتر

    • شیر (گربهسان)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Löwe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Löwe"

عباراتی شبیه به "Löwe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Löwe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه