ترجمه "Labor" به فارسی
آزمایشگاه, آزمایشگاهها, لابراتوار بهترین ترجمه های "Labor" به فارسی هستند.
Labor
noun
Noun
neuter
دستور زبان
-
آزمایشگاه
nounArbeitsplatz vor allem im Bereich der Naturwissenschaften
Wir testen, gehen ins Labor, testen nochmals, wir optimieren.
ما آزمایش میکنیم، به آزمایشگاه میرویم، دوباره امتحانش میکنیم، ما پالایش داریم.
-
آزمایشگاهها
Wir würden in großem Umfang an Tieren und im Labor testen,
آنها را به دفعات روی حیوانات و در آزمایشگاهها تست میکنیم،
-
لابراتوار
nounStellen Sie sich ein Lagerfeuer als Labor vor.
می توانید به آتش در هوای ازاد به عنوان یک لابراتوار فکر کنید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Labor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
labor
-
آزمایشگاهها
Wir würden in großem Umfang an Tieren und im Labor testen,
آنها را به دفعات روی حیوانات و در آزمایشگاهها تست میکنیم،
عباراتی شبیه به "Labor" با ترجمه به فارسی
-
آزمایشگری آزمایشگاهی
-
آزمایشگری آزمایشگاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن