ترجمه "Leber" به فارسی

جگر, کبد, احشا بهترین ترجمه های "Leber" به فارسی هستند.

Leber noun feminine دستور زبان

Ein großes Organ im Körper, das Nährstoffe speichert und abbaut, Gifte zerstört und Galle produziert. Sie ist verantwortlich für tausende chemischer Reaktionen.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جگر

    noun

    Sie haben einen Verstand, ein Herz und auch eine Leber.

    اونها يک مغز ، قلب ، و يک جگر دارن.

  • کبد

    noun

    از غدههای بدن است که در فعالیتهای سوختوساز بدن مانند گوارش نقش دارد

    Leber und innere Organe brauchen ein bisschen länger.

    کبد و اندام داخلی تقریبا زمان بیشتری میگیرند.

  • احشا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جگر به عنوان غذا
    • ريه به عنوان غذا
    • زبان به عنوان غذا
    • شكمبه به عنوان غذا
    • قلب به عنوان غذا
    • كليه به عنوان غذا
    • مغز به عنوان غذا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Leber " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

leber
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبد

    noun

    Leber und innere Organe brauchen ein bisschen länger.

    کبد و اندام داخلی تقریبا زمان بیشتری میگیرند.

تصاویر با "Leber"

عباراتی شبیه به "Leber" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Leber" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه