ترجمه "Lehm" به فارسی

gel, ابلیز, رس بهترین ترجمه های "Lehm" به فارسی هستند.

Lehm noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • gel

  • ابلیز

    Mischung aus Sand, Schluff und Ton

  • رس

    noun

    Ich benutze eine Salbe aus Minze, Kamille und Lehm für die Wunde.

    دارم از یه مرهم نعنا ، بابونه و خاک رس برای بهبود زخمت استفاده میکنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lehm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lehm
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابلیز

تصاویر با "Lehm"

اضافه کردن

ترجمه های "Lehm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه