ترجمه "Lehrling" به فارسی

شاگرد, میلاو, کارآموزی بهترین ترجمه های "Lehrling" به فارسی هستند.

Lehrling noun masculine دستور زبان

Stift (veraltend) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاگرد

    noun

    Auch den von Tullius oder seinem schwanzlutschenden Lehrling nicht.

    . حتي اسم توليوس و اون شاگرد تخميشو.

  • میلاو

    noun
  • کارآموزی

    Mensch, der sich in einer Berufsausbildung befindet

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lehrling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Lehrling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه