ترجمه "Liebhaber" به فارسی

طرفدار, عاشق, فاسق بهترین ترجمه های "Liebhaber" به فارسی هستند.

Liebhaber noun Noun masculine دستور زبان

Lover (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرفدار

    noun
  • عاشق

    noun

    Ich bin zufälligerweise ein gebender und großzügiger Liebhaber.

    اتفاقا من یه عاشق سخواتمند و دست و دلبازم

  • فاسق

    noun

    Die hatte gleich zwei Liebhaber!

    فکر مي کرديم يه فاسق داره ، اما 2 تا ؟

  • ترجمه های کمتر

    • فن
    • هوادار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Liebhaber " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Liebhaber" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه