ترجمه "Liebhaber" به فارسی
طرفدار, عاشق, فاسق بهترین ترجمه های "Liebhaber" به فارسی هستند.
Liebhaber
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Lover (umgangssprachlich) [..]
-
طرفدار
noun -
عاشق
nounIch bin zufälligerweise ein gebender und großzügiger Liebhaber.
اتفاقا من یه عاشق سخواتمند و دست و دلبازم
-
فاسق
nounDie hatte gleich zwei Liebhaber!
فکر مي کرديم يه فاسق داره ، اما 2 تا ؟
-
ترجمه های کمتر
- فن
- هوادار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Liebhaber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن