ترجمه "Linie" به فارسی

خط, خم, شاخه بهترین ترجمه های "Linie" به فارسی هستند.

Linie noun feminine دستور زبان

Melodei (altertümelnd / poet.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خط

    noun

    Diese rote Linie geht stetig weiter nach unten.

    خط قرمز به پایین رفتنش ادامه می دهد.

  • خم

    adjective noun
  • شاخه

    noun
  • قانون

    noun

    Eine verfahrensrechtliche Linie ist am besten...

    يه مسير قانوني ، مشخصاً...

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Linie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Linie"

عباراتی شبیه به "Linie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Linie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه