ترجمه "Linie" به فارسی
خط, خم, شاخه بهترین ترجمه های "Linie" به فارسی هستند.
Linie
noun
feminine
دستور زبان
Melodei (altertümelnd / poet.) [..]
-
خط
nounDiese rote Linie geht stetig weiter nach unten.
خط قرمز به پایین رفتنش ادامه می دهد.
-
خم
adjective noun -
شاخه
noun -
قانون
nounEine verfahrensrechtliche Linie ist am besten...
يه مسير قانوني ، مشخصاً...
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Linie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Linie"
عباراتی شبیه به "Linie" با ترجمه به فارسی
-
دودمانهای خالص
-
خط دیورند
-
دودمانهای خالص · سلسلههاي خالص
-
خطوط نازکا
-
خط افقی
-
اتوبوس برون شهری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن