ترجمه "Linse" به فارسی
عدس, عدسی, addasi بهترین ترجمه های "Linse" به فارسی هستند.
Linse
noun
feminine
دستور زبان
Linse (Botanik)
-
عدس
nounLinse (Botanik)
Mit den Linsen kann man bis zu 38 Prozent erreichen.
عدس رو اضافه کنید و به ۳۸٪ میرسید.
-
عدسی
nounTeil des Auges
Seine Arbeit mit optischen Linsen ermöglichte die Entwicklung und Herstellung erster Brillen, Mikroskope und Teleskope.
کار او با عدسیها به تولید عدسی عینک، میکروسکوپ و تلسکوپ انجامید.
-
addasi
-
عدسها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Linse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
linse
verb
-
عدسها
تصاویر با "Linse"
عباراتی شبیه به "Linse" با ترجمه به فارسی
-
عدسی
-
شبكيه · عدسيهاي چشم · قرنيه · مردمك · ملتحمه · پلك سوم · پلكها · چشمها
-
نگاه دزدانه
-
عدسيهاي چشم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن