ترجمه "Logo" به فارسی

آرم, زبان برنامهنویسی لوگو, لوگو بهترین ترجمه های "Logo" به فارسی هستند.

Logo noun neuter دستور زبان

Ein Symbol oder Emblem, das als Mittel zur Identifikation dient

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرم

    Google hat einfach das eigene Logo genommen und es verbreitet.

    گوگل آرم اش رو کش میده ،

  • زبان برنامهنویسی لوگو

    Logo (Programmiersprache)

  • لوگو

    noun

    Wenn meine Forschungsgruppe ein Logo hätte, würde dies so aussehen:

    اگه گروه تحقیقاتی من لوگو داشت، این شکلی بود: «اوروبوروس»، که ميبينيد،

  • نشانواره

    graphisches Zeichen

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Logo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

logo adverb

logo (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

"logo" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای logo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Logo"

عباراتی شبیه به "Logo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Logo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه