ترجمه "Lymphom" به فارسی
لنفوم, لنفوم بهترین ترجمه های "Lymphom" به فارسی هستند.
Lymphom
Lymphom (fachsprachlich)
-
لنفوم
Als Antonio erfuhr, dass er ein bösartiges Lymphom hatte, war er völlig niedergeschmettert.
وقتی آنتونیو به بیماری لنفوم، نوعی سرطان خونی مبتلا شد، بسیار مضطرب گشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Lymphom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
lymphom
-
لنفوم
Als Antonio erfuhr, dass er ein bösartiges Lymphom hatte, war er völlig niedergeschmettert.
وقتی آنتونیو به بیماری لنفوم، نوعی سرطان خونی مبتلا شد، بسیار مضطرب گشت.
عباراتی شبیه به "Lymphom" با ترجمه به فارسی
-
لنفوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن