ترجمه "Möhre" به فارسی

گزر, هويج, هویج بهترین ترجمه های "Möhre" به فارسی هستند.

Möhre noun feminine دستور زبان

Rüebli (schweiz.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گزر

    noun

    Ein gelblich-oranges, länglich-rundes Wurzelgewächs, das roh oder gekocht gegessen wird.

  • هويج

  • هویج

    noun

    Man kann auch Möhren zerschneiden und sie dippen.

    همچنین شما میتوانید هویج خرد کنید و توی آنها غوطهورشان کنید.

  • ترجمه های کمتر

    • هویجها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Möhre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Möhre"

اضافه کردن

ترجمه های "Möhre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه