ترجمه "Magen" به فارسی

معده, شکم, احشا بهترین ترجمه های "Magen" به فارسی هستند.

Magen noun masculine دستور زبان

Gaster (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • معده

    noun

    Verdauungsorgan

    Veil meint, das ist besser für deinen Magen.

    ویل فکرمیکنه هضم این برای معده ت راحت تره

  • شکم

    noun

    Diese Arznei ist auf leeren Magen einzunehmen.

    این دارو باید با شکم خالی مصرف شود.

  • احشا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بطنها
    • جگر به عنوان غذا
    • ريه به عنوان غذا
    • زبان به عنوان غذا
    • شكمبه به عنوان غذا
    • شكمبهها
    • قلب به عنوان غذا
    • كليه به عنوان غذا
    • معدههاي خشكشده گوساله
    • مغز به عنوان غذا
    • پيلور
    • کاردیا
    • گاستر
    • گده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Magen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

magen
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • معده

    noun

    Veil meint, das ist besser für deinen Magen.

    ویل فکرمیکنه هضم این برای معده ت راحت تره

تصاویر با "Magen"

عباراتی شبیه به "Magen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Magen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه