ترجمه "Matrix" به فارسی

آرايه, آرایه, خمیره (زمینشناسی) بهترین ترجمه های "Matrix" به فارسی هستند.

Matrix noun Noun feminine دستور زبان

Matrix (Film)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرايه

  • آرایه

  • خمیره (زمینشناسی)

    in der Petrographie die relativ feinkörnige Grundmasse eines Gesteins

  • ترجمه های کمتر

    • ماتری
    • ماتریکس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Matrix " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

matrix
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماتریس

    Mit dieser Perspektive sind wir in der Lage, Realität in eine simple Matrix runterzubrechen.

    با این دیدگاه، میتوانیم واقعیت را به یک ماتریس ساده تبدیل کنیم.

عباراتی شبیه به "Matrix" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Matrix" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه