ترجمه "Mensch" به فارسی
آدمی, انسان, مردم بهترین ترجمه های "Mensch" به فارسی هستند.
Mensch
noun
masculine
دستور زبان
Typ (umgangssprachlich) [..]
-
آدمی
nounNeid ist dem Menschen, was Rost dem Eisen.
حسادت به آدمی، مانند زنگار به یخ است.
-
انسان
nounموجود سخنگوی میرنده
Es ist selten, dass ein Mensch weiß, was er eigentlich glaubt.
نادر است که انسان آنچه را که باور دارد بداند.
-
مردم
noun pMenschen, die lieben, zweifeln an nichts oder zweifeln an allem.
مردم دوست دارند یا به هیچ چیز شک نکنند یا به همه چیز شک کنند.
-
ترجمه های کمتر
- خاکزاد
- آدمیزاد
- نفر
- کس
- آدم
- انسانها
- شَخص
- مشیه
- موجودات انساني
- مَردُم
- هومو ساپيانس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mensch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
mensch
pronoun
-
آدمیزاد
Die jungen sind besser als die alten, wie bei Menschen.
جوانترها بهتر از سالخورده ها هستند، درست مثل آدمیزاد.
تصاویر با "Mensch"
عباراتی شبیه به "Mensch" با ترجمه به فارسی
-
آدمی · مردم · مَردُم
-
گروهی از انسانها
-
سر انسان
-
سالمند
-
انسان افسانهای
-
تمایل جنسی در انسان
-
جمعيت سالخورده · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن
-
تکامل انسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن