ترجمه "Merkmal" به فارسی
خصوصيات, خصوصيت, شخصيت بهترین ترجمه های "Merkmal" به فارسی هستند.
Merkmal
noun
Noun
neuter
دستور زبان
Spezifikum (fachsprachlich) [..]
-
خصوصيات
Eine definierende Charakteristik.
Ihr Schädel hat kaukasoide und mongolide Merkmale.
جمجمه ش ترکيبي از خصوصيات قفقازي و مغولي داره
-
خصوصيت
Nun, könnte es auf mehrere genetische Merkmale programmiert sein?
خب ، ميتونه جوري طراحي بشه که بيشتر از يه خصوصيت رو هدف بگيره ؟
-
شخصيت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Merkmal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Merkmal" با ترجمه به فارسی
-
خواص ارگانولپتیکی · كيفيت ارگانولپتيكي · ويژگيهاي حواس
-
صفات زراعي
-
خواص زیستی
-
مشخصههای ریزریختشناختی خاک
-
ويژگيهاي حواس
-
مشخصههای ریختشناختی خاک
-
صفات زراعي · نشانويژگيهاي محصول زراعي · نشانويژگيهاي گياه زراعي · نشانویژگیهای زراعی
-
مشخصههای ریزریختشناختی خاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن