ترجمه "Methode" به فارسی

روش, متد, شیوه بهترین ترجمه های "Methode" به فارسی هستند.

Methode noun feminine دستور زبان

formeller als “shikata” od. “shiyô”

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روش

    noun

    Verfahren in der Erkenntnistheorie

    Brot backt sie selbst, doch sie hat ihre eigene Methode.

    او نان را با روش خاص خودش درست می کند.

  • متد

    noun

    برنامهنویسی شیگرا

    ELA: Kulturomik nennen wir diese Methode.

    الا: کالترومیکس اسمی است که ما روی این متد گذاشته ایم.

  • شیوه

    noun

    Manchmal ist es sogar vorteilhaft, verschiedene Methoden miteinander zu kombinieren.

    گاه نیز شاید لازم ببینید که چند شیوه را با هم ادغام کنید.

  • ترجمه های کمتر

    • طریقه
    • روشها
    • راه
    • روشهاي پژوهش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Methode " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

methode
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روشها

    noun

    Brot backt sie selbst, doch sie hat ihre eigene Methode.

    او نان را با روش خاص خودش درست می کند.

عباراتی شبیه به "Methode" با ترجمه به فارسی

  • جستجوی جامع
  • روشهای تناوبی
  • آزمونهاي ايمنيشناختي · ايمنيسنجي · ايمنيسنجی افزايش تاخيري · ايمنيسنجیهاي لايه نازك · تحليل ايمني-شيميايي · تکنیکهای ایمنیشناختی · فنون ایمنیشناختی · فنون سرمشناختي · ليانايمنيسنجی
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
  • روشهای یافتن سیارههای فراخورشیدی
  • روشهای مکانیکی
  • روشهاي مكانيزه
  • روشهای تناوبی
اضافه کردن

ترجمه های "Methode" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه