ترجمه "Mieze" به فارسی

زید, پیشی, گرب بهترین ترجمه های "Mieze" به فارسی هستند.

Mieze noun feminine دستور زبان

Stubentiger (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زید

    noun
  • پیشی

    noun
  • گرب

  • گربه

    noun

    Aber eine Mieze ergibt 6, 7 Stück im besten Fall.

    گربه خوبه شايد براي 6 يا 7 بار يا بيشتر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mieze " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Mieze"

اضافه کردن

ترجمه های "Mieze" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه