ترجمه "Minimum" به فارسی
کوانتم, حداقل, مینیمم بهترین ترجمه های "Minimum" به فارسی هستند.
Minimum
noun
neuter
دستور زبان
Minimum (umgangssprachlich)
-
کوانتم
noun -
حداقل
adjectiveJa, das hört sich nach einem Job mit einem Minimum von zwei Drinks an.
طرف بايد حداقل دوتا مشروب بخوره که بخواد تو رو بـ گا بده!
-
مینیمم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Minimum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Minimum" با ترجمه به فارسی
-
فیزالیس مینیما
-
مساله کمهزینهترین جریان
-
كپسيكوم مينيمم · کپسیکوم فروتسانس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن