ترجمه "Moderator" به فارسی

آرامکننده نوترون, مجری بهترین ترجمه های "Moderator" به فارسی هستند.

Moderator noun Noun masculine دستور زبان

Conférencier (veraltend)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرامکننده نوترون

    Substanz zur Abbremsung von schnellen Neutronen In Kernreaktoren

  • مجری

    adjective noun

    ارائهکننده

    Ich bin John King und ich bin heute Abend Ihr Moderator.

    من " جان کینگ " هستم و مجری مناظره امشب خواهم بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Moderator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Moderator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه