ترجمه "Moschee" به فارسی
مسجد, mazgit, مزگت بهترین ترجمه های "Moschee" به فارسی هستند.
Moschee
noun
feminine
دستور زبان
Eine Kultstätte für Anhänger der islamischen Religion.
-
مسجد
noun masculineOrt des gemeinschaftlichen islamischen Gebets [..]
Und dann war da noch ein Vorfall in einer Moschee.
ضمناً يه حادثه اي هم توي مسجد رخ داده.
-
mazgit
masǧed, masǧad
-
مزگت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Moschee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Moschee"
عباراتی شبیه به "Moschee" با ترجمه به فارسی
-
مسجد اموی دمشق
-
مسجد سلیمانیه
-
مسجد لال
-
مسجد بایزید
-
مسجد سلطان احمد
-
مسجد سلطان عمر علی سیف الدین
-
مسجدالاقصی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن